یادداشتی از دکتر فلاحت پیشه در روزنامه اعتماد

 در سیاست خارجی دو بخش دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسمی مطرح است. در دیپلماسی عمومی بر هنجارهای مثبت تاكید می شود كه طرح گفت وگوی تمدن های آقای خاتمی و طرح جهان علیه خشونت و افراطی گری در این حوزه قرار دارد. چنین طرح هایی در واقع طرح های مثبتی هستند. خصوصا در شرایط فعلی كه به واسطه تنش زدایی های اخیر و همكاری ها و توافقات منطقه یی و دوجانبه از جانب ایران، نگاه جهانی به ما تغییر كرده است. اما اگر دیپلمات ها بخواهند در حیطه دیپلماسی رسمی، طرح آقای روحانی در مقایسه با طرح گفت وگوی تمدن ها عملیاتی تر شود، باید این طرح را با مصادیق خشونت در دنیا و خصوصا در خاورمیانه تطبیق بدهند. امروز تهدید جدی در خاورمیانه، نزدیك شدن تروریست ها به سلاح های كشتار جمعی است كه علاوه بر كشورهای منطقه، منافع كشورهای دیگر را هم تحت تاثیر قرار می دهد. تحولات 10سال اخیر نشان داده است كه سلاح های كشتار جمعی را می توان تهدیدزدایی كرد، از جمله مساله سلاح هسته یی در لیبی و سلاح شیمیایی در سوریه ولی در لایه زیرین خاورمیانه از سال 1373 فضایی شكل گرفت كه تحت پوشش ایران هدفی و ایران هراسی، دستیابی تروریسم به سلاح های مخوف توجیه شد. كشورهای ثروتمند عربی رسما اعلام می كنند كه مدیریت گروه های تروریستی را در اختیار دارند از جمله می توان به مقاله اخیر سفیر عربستان در انگلیس، محمد بن نایف كه در مجله نیویورك تایمز به چاپ رسید، اشاره كرد. بخشی از این فضا توجیه دیپلماتیك القاعده از طرف میانه روهای عرب است و بخش دیگر اعلام برنامه دستیابی به سلاح های هسته یی كه یكی از شاهزاده های عرب به آن اشاره كرد. چنین مصادیقی نشان می دهد كه تروریسم به سلاح های مخوف نزدیك شده است. از نظر من دیپلمات های وزارت خارجه می توانند مانع آن شوند كه قطعنامه تصویب شده، به یك طرح نمادین تبدیل شود و در مقابل مصادیق خشونت در دنیای امروز، با قدرت ها و سازمان های بین المللی همكاری كنند. از آنجا كه ایران بانی این طرح است، می تواند راهبردهای عملیاتی را برای اجرای این قطعنامه پیشنهاد دهد.