تنوع عقاید و مذاهب در تاریخ کرمانشاهان(3)؛ خوارج و خرمیه

پیشتر به وجود ادیان، عقاید و مذاهب یهودیت، مسیحیت، زرتشتی، مزدکی، زروانی، تشیع، تسنن، معتزله، صوفیه و یارسان در تاریخ کرمانشاه پس از اسلام اشاره کرده و گفتیم که به دلیل همین کثرت و تنوع عقاید موجود در کرمانشاههان، این خطه را "هندوستان ایران" خوانده اند. در ادامه، به برخی دیگر از عقاید رایج در کرمانشاهان شاره می گردد.

نویسنده: ایوب صفری
http://andisheheslamabad.blogfa.com/

عقاید خارجی(خوارج)

مسعودی نام طوایفی از اكراد را به عنوان هواداران خوارج ذكر كرده كه بیشتر آنها در حوالی كرمانشاه ساكن بوده اند. این مورخ در مروج الذهب می نویسد: «بعضی كردان عقیده خوارج دارند و از عثمان و علی رضی الله عنهما بیزاری میجویند.» بی شك كردانی كه مسعودی نام برده، در جریان مبارزة خویش، قبل از آنكه عقاید این فرقه را در نظر بگیرند، آنرا ابزاری در جهت مقابله باقوم غالب و استبداد خلفا می دانستند و در واقع، این بعد مبارزاتی خوارج بوده كه اكراد را جلب نموده، آنچنانكه  در موارد دیگر نیز وضعیت به همینگونه بوده است.

خوارج، بویژه طی سالهای آخر خلافت امویان، نفوذ زیادی در مغرب ایران بدست آورده اند و حتی در سالهای 127 تا 132 هجری، مدتی بر كرمانشاه تسلط سیاسی نیز داشته اند. اوج نفوذ خوارج، حكومت منصور بن جمهور خارجی درسال 127 برماهین(ماه کوفه و ماه بصره که دینور و نهاوند بود) تا اصفهان بوده است. و پس از آن باید خروج «خراشة‌ خارجی» در زمان هارون الرشید و تسلط او بردینور و كرمانشاه را نام برد. گردیزی در زین الاخبار، پس از شرح شكست «خاافره» به دست فضل بن یحیی كه در این زمان حاكم خراسان بود، می نویسد: «و خراشه بن سنان الخارجی بایام او[خاافره] بیرون آمده بود، و دینور بگرفت. و فضل(بن یحیی) ابراهیم بن جبرئیل را بفرستاد تا خراشه را هزیمت  كرد و اندرسه روز نود فرسنگ بگریخت.»

خرمیان و «بومسلمیه»

 گفته می شود كه محمّره یا سرخ جامگان،‌ در واقع مزدكیانی بوده اند كه اززمان ساسانیان بطور پنهانی در نواحی دور افتاده ایران و كوهستانهای مركز و مغرب و شمال غربی ایران می زیسته و در دورة اسلامی، دین خود را آشكار ساخته اند . مورخین بسیاری خرم دینان و سرخ جامگان را یكی دانسته اند، از آنجمله زرینكوب در كتاب دو قرن سكوت می نویسد:«آیین خرمی كه ظاهراً بازماندة دین مزدك بود و هنوز در گرگان و دیلمان و آذرباییجان و ارمنستان و همدان و دینور و ری  و اصفهان عدة‌ بسیاری از پیروان آن وجود داشتند.»

پیروان مزدك در شهرهای مختلفی پراكنده شده بودند،‌ اما برخی شهرها، پایگاه های اصلی آنها به شمار می آمده که پس از آذربایجان، باید از کرمانشاه، دینور و همدان یاد کرد. با این توضیح که اعتقادات سرخ جامگان کرمانشاهان با مزدك تا حدودی متفاوت بوده و آنان احتمالاً در روش مزدك، اصلاحاتی بوجود آورده و نام خرم دینی را برای آیین خود، برگزیده بودند.

محققین بر آنند كه خرمدینان دو دسته بودند. عباس پرویز در این باره می نویسد:«مورخین و نویسندگان دیگر نیز گفتة‌ مؤلف  الفرق بین الفرق را تأیید می كنند و خرمدینان را دو قسمت می دانند از آن‌جمله ابن ندیم در كتاب الفهرست می نویسد: «خرمدینان گروه اول كه معروف به محمره بودند در دامنة جبال[...] و دینور و اصفهان و اهواز بسر می برند و بمزدك اعتقاد داشتند. اینان ازاستبداد و ظلم و ستم دوری می جستند و نسبت به هم نوع خود مهربان بودند و [...] اما گروه دوم را پیروان بابك می نامیدند.» كسانی كه تفاوت دیدگاه دو گروه خرمیان را پذیرفته اند، اكثراً گروه اول را كه در دینور و كرمانشاه نیز حضور داشته اند، پایبند به اخلاقیات و دارای اهداف ملّی معرفی می نمایند(که در نتیجه آنها را بیشتر باید یک جریان سیاسی دانست تا مذهبی) و البته گروه دیگر یعنی خرم دینان را فاقد اخلاق سیاسی و غارتگر معرفی كرده اند. تعدادی از مورخین نیز وجود دارند كه سرخ جامگان را به چندگروه تقسیم كرده اند كه همة‌ این گروهها متفاوت ازهمدیگر بوده اند و از آنجمله مسعودی در كتاب التنبیه و الاشراف می نویسد:«مسعودی گوید و ما دركتاب «المقالات فی اصول الدیانات» و كتاب«سر الحیاة» از مذهب خرمیان كوذكی و كوذشاهی و غیره و از خرمیانی كه در نواحی[...] همدان و ماه كوفه و ماه بصره و [...] دیگر قلمرو عجمان هستند سخن آورده و اختلافاتی را كه میان آنها هست و اختلافات این دو فرقه را با فرقة‌سرخ پوشان و مزدكیه و ماهانیه و غیره برشمرده (ایم) .»بر این اساس آیین  های كوذكی و كوذشاهی كه البته تا حدودی متفاوت بوده اند، در نواحی ماه كوفه مورد قبول مردم بوده كه هم با محمره و هم مزدكیه تفاوت داشته اند. گروه سوم از مورخین، به استناد متون تاریخی معتقدند كه تمام این گروهها پیروان ابومسلم هستند كه درهر جایی به نامی خوانده می شده اند.  سعید نفیسی در كتاب«بابك خرم دین» به نقل از سید مرتضی داعی حسنی می نویسد: «بدان كه این قوم[پیروان ابومسلم] را درهر موضعی بلقبی خوانند: در بلاد اصفهان و نواحی آن خرمیه و در قزوین و ری مزدكی و سنبادی و درماهین محمره.» به نظر می رسد تمام گروههایی كه نام برده شدند، شاخه هایی از یك جریان تاریخی با پیشینه ای مشترك باشند، بدین صورت كه از زمان ساسانیان، در بسیاری از شهرها مانند دینور و كرمانشاه و همدان و ...، كسانی از پیروان بابك با نام«خرم دینان» باقی مانده بودند كه بااستفاده از مرگ ابومسلم و جذب پیروان او، به دنبال احیاء آیین خود بودند و با ظهور بابك، پیرو او گردیدند. در طی این مراحل، شكل گیری آیین آنها در مناطق مختلف، تا حدودی متفاوت بوده است. عزیز الله كاسب در كتاب «منحنی قدرت» به این معنی اشاره داشته است؛ «این دین خرّمی زندقه یی بود كه ظاهراً هدف آن احیاء آیین مزدك بود و بقایای ابومسلم و ناراضیان دیگر نیز بدان پیوسته بودند.»

مسعودی در مروج الذهب، شروع كار طرفداران ابومسلم را اواخر روزگار یزید ناقص دانسته و در ادامه می نویسد: «‌ وقتی خبر قتل ابومسلم به خراسان و نواحی جبال رسید، خرمیان بر آشفتند اینان گروهی بودند كه مسلمیه عنوان داشتند.» از مناطقی كه مسعودی شرح می دهد، می توان دریافت كه كرمانشاه و حوالی آن نیز جزو‌ این دسته از خرمیان بوده اند.

خرم دینان در سال 218 در جبال به جنبش در آمده و در همدان لشكرگاه ساختند. هنگامی كه مأمون به جنگ روم رفت، در یك شب در همه جا قیام كرده  و شهرها را غارت كردند. ابن اثیر در ذیل سال 219 هجری می نویسد: ‌«در آن سال بسیاری از مردم كوهستان (زاگرس و كرمانشاهان و همدان و اصفهان و ماسبذان و بلاد دیگر) دین خرم دینان را پذیرفتند (تابع بابك شدند) همه جمع شدند و در لشكر گاه همدان لشكر زدند. مأمون سپاهی  برای سركوبی آنان فرستاد. فرمانده آن سپاه اسحاق بن ابراهیم بن مصعب (پسر عم طاهر ایرانی) امارت كوهستان(كرمانشاهان و كردستان و لرستان و همدان) را باو واگذار كرد.»

سپاه اسحاق در نهایت خرم دینان را شكست داد. یعقوبی نیز این ماجرا را نقل كرده امّا اضافه می كند كه قبل از سپاه اسحاق بن ابراهیم، سپاهی به فرماندهی «هاشم بن باتیجو» اعزام شده كه شكست خورده بود.

تنوع عقاید و مذاهب در تاریخ کرمانشاهان(2)؛ معتزله، صوفیه، یارسان

کرمانشاه را هندوستان ایران می خوانند. شاهد این مدعا، تنوع و کثرت عقاید و مذاهبی است که خصوصا پس از ورود اسلام، در کرمانشاهان رواج داشته است. در مطلب پیشین، به طور کلی به این بحث اشاره شد و همچنین، در برخی یادداشت های قبلی، به انواع فرق تشیع (و به ویژه شیعه امامیه و حتی فرق زیدیه و اسماعیلیه) و تسنن(به ویژه شافعیه و مشبهه) که در کرمانشاه قدیم رایج بوده، پرداختیم. ضمن آنکه باید اشاره شود که مذاهب باستانی ایران، به ویژه زرتشتی، مزدکی، مانوی و عقیده زروانی، با ورود اسلام به یکباره از بین نرفتند و حتی اخباری در دست است که برخی آتشکده های معروف دوران پس از اسلام، مانند آتشکده آخرین، تا سده ها بعد نیز در استان کرمانشاه برقرار و محل رجوع گسترده پیروان خود بوده اند (تلاش می شود در مطلبی مستقل، به آنها پرداخته شود).
نویسنده: ایوب صفری
http://andisheheslamabad.blogfa.com/

اما به غیر از آنچه اشاره شد، برخی از عقاید و فرق رایج در کرمانشاهان (که پس از ورود اسلام رواج داشته اند) ، به شرح ذیل می باشد:

معتزله

جرياني عقل گرا و مکتبی کلامی-فقهی كه پس از افول درعراق، تا مدتها در كرمانشاه و برخي شهرهاي ديگر ، داراي پايگاه بوده است، معتزله نام دارد. در منابع نقل شده که به غير از كرمانشاه، شهرهاي خراسان و نيز اصفهان وري، مهمترین محل حضور معتزليان بوده است. یکی از محققین به نام پطروشفسكي دركتاب "اسلام در ايران"، شهرهايي كه پايگاه معتزليان در قرن چهارم هجري بوده اند، را به غير ازري، چنين برمي شمارد: «در قرن چهارم هجري، مكاتب معتزله در قرميسين(كرمانشاهان) و اصفهان و نيشابور و برخي بلاد ديگر خراسان و گرگان و نسف (نخشب) و خوارزم نيز وجود داشته.»...

صوفيه

 به شكل فرقه اي، از قرن ششم و هفتم رواج يافت كه از آنجمله فرقة «خاكساريه» مي باشد. اين فرقه احتمالاً از اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم در كرمانشاه رواج يافته و تا امروز پايگاه آن در كرمانشاه مي باشد. شكر الله سنندجي در كتاب تحفة ناصري،  گزارشي از اين فرقه ارائه نموده است. اين مورخ پس از اشاره به پيشينة‌ اين فرقه، چنين مي نويسد:«خاكساريه در اكثر شهرهاي ايران پراكنده اند، درمناطق كردنشين (كرمانشاه) نيز خانقاه و تكيه دارند. امروز عارفي روشن دل از مردم كرماشان بنام حاج ميرطاهر نقيب سر سلسلة خاكسار جلالي است.».

متذکر می شود که عرفا و صوفيان زيادي در كرمانشاه و دينور طي قرون نخستين اسلامي پاي به عرصة‌ حيات گذاشته اند. بسياري از مورخين قديم و جديد به پايگاه صوفيه و صوفيان در ماه كوفه اشاره كرده و دينور را يكي از مهمترین مراكز صوفيه در کل جهان اسلام، ذکر نموده اند. ثعالبي مي نويسد:«در دينور صوفيان بسيارند، و بزرگان صوفيه اغلب در اين شهر وطن دارند. و درمذهب خود با همديگر پيوسته در نفاق اند. و به كثرت صوفيان دينور مثل زنند.»

نزاع و اختلاف فرق مهم صوفیه (که در دینور و کرمانشاه ساکن بوده اند) مورد تأیید دیگر منابع و از آنجمله تاريخ بيهقي نيز قرار گرفته است.

يارسان يا فرقة اهل حق

 يكي از مسلك هاي رايج در كرمانشاه و مناطق اطراف، «يارسان» يا اهل حق است كه ديگران آنها را «علي اللهي» مي خوانند كه البته انتساب درستي نبوده و معتقدان اين مسلك، از اينكه علي اللهي خوانده شوند، ناراحتند. توضیح آنکه "علی اللهیه" و "یزیدیه" (ایزدیه) خود فرقی مستقل هستند.

فرق اهل حق بسیارند که شاخه های مهمی چون "علوی ها" خود از جریان های مهم قرون اولیه اسلامی بوده اند. اعتقادات اين فرقه به طور کلی، بر بستر عقاید غالیه اسلامی شکل گرفته و متأثر از عقايد زرتشتي، مزدكي، مانوي، مسيحي، كليمي می باشد.

البته معتقدان به مسلك يارسان، ریشه خود را به دوران پیش از اسلام می رسانند و در دوران پس از اسلام، «بهلول ماهي» را به عنوان یکی از نخستین پيشوايان خود نام مي برند و برخي از نویسندگان ملل و نحل، بر اين عقيده رفته اند كه اساساً  اين مسلك توسط بهلول شكل گرفته است. توضیح آنکه بهلول ماهي از ياران امام جعفر (ع) بوده كه باهارون الرشيد مبارزه مي كرد و از اين راه، توانست كه عده اي از مردم كرمانشاه و لرستان را بر عليه هارون الرشيد بشوراند.

برخي از محققين پارافراتر گذاشته و شكل گيري يارسان راحركتي بر عليه اعراب و بني عباس به شمار آورده اند . آنچه مسلم است، فروع اين مسلك، توسط «شاخوشين» و ديگر بزرگان فرقه در قرون بعد بنيان نهاده شده است و نقش سلطان سهاک(اسحاق) در گسترش این عقیده در کرمانشاهان و خاصه در اورامانات، غیر قابل انکار است. به علاوه انکه طايفة گوران را باید پایگاه اصلی حفظ عقیده یارسانی در سده های بعدی و تا به امروز دانست.

ادامه دارد...


لینک مرتبط:

تنوع عقاید و مذاهب در تاریخ کرمانشاهان/ كرمانشاه، هندوستان ایران

تنوع عقاید و مذاهب در تاریخ کرمانشاهان/ كرمانشاه، هندوستان ایران

نویسنده: ایوب صفری
http://andisheheslamabad.blogfa.com/

در طول تاریخ، انواع فرق؛ مذاهب؛ آراء‌ و عقاید دركرمانشاهان وجود داشته است و اگر یكی–دو فرقه را  نادیده بگیریم، تقریباً تمام مذاهب و عقاید ایران زمین، در كرمانشاه حیات داشته اند. جالب اینجاست که برخی از اعتقادات، فقط در كرمانشاهان دارای پیروانی بوده كه از آنجمله برخی از فرقه های صوفیانه و شعب «یارسان»(اهل حق) می باشد.

یادآور می گردد، مذاهبی كه تا امروز نیز در كرمانشاه دارای پیروانی بوده، امامیه، شافعیه و اهل حق می باشند. از جمله فرق تصوف نیز می توان به «نعمت اللهیه»، «خاكساریه» ، «قادریه» و «نقشبندیه» اشاره كرد . مذهب دیگری كه در ایران، فقط در كرمانشاه پیروانی دارد، یزیدیه می باشد.

ضمن آنکه ادیان آسمانی نیز در طول تاریخ در کرمانشاهان پیروان خود را داشته اند، اگرچه اتباع یهود مقیم نسبت به نصاری بسیار افزونتر بوده اند. گفته شده که مردم کرد هیچگاه به مسیحیت گرایش نداشته اند.

یهودیان که همیشه جمعیت قابل توجهی در استان کرمانشاه داشته اند، معمولا در شهرها ساكن بوده واگرچه شهرهایی مانند اسلام آباد غرب (تا پیش از انقلاب اسلامی) جمعیت یهودی قابل توجهی داشته اند لیکن در طول تاریخ، بیشتر تمركز آنها در شهرهای كرمانشاه و سرپل ذهاب بوده است. گفتنی است که یهودیان تا پیش از انقلاب اسلامی، محلاتی را به خود اختصاص داده و حتی قبرستان مخصوص به خود نیز داشته اند.

وجود این تعداد از عقاید گوناگون موجب گردیده تا كرمانشاهان را هندوستان ایران بدانند. سلطانی محقق كرد می نویسد:«بقول میر عبداللطیف شوشتری در تحفة العالم، كرمانشاهان كه هندوستان ایران خوانده می شود از لحاظ تنوع آراء و عقاید و حضور ادیان و مذاهب الهی و فرق مختلف سیمایی دیدنی و شنیدنی دارد و نمونه بارز تمدن و فرهنگی كهن سال است كه در بطن مسائل اجتماعی آن، مكاتب اعتقادی گوناگون در كمال آزادی و فراغ بال رشد و بالندگی داشته اند.»

نکته ای دیگری که باید به آن توجه داشت، این است که عقاید بسیاری، در دوره ها و مقاطع خاص تاریخی در کرمانشاهان وجود داشته اند که امروزه دیگر اثری از آنها نیست ، مانند «خرمیّه» كه در قرون اولیه اسلامی رواج داشته و تا سده چهارم هجری از میان رفته است.

غیر از ادیان الهی و مذاهب شیعه و سنی، آراء، عقاید و مذاهب دیگری نیز در كرمانشاه وجود داشته كه در یاداشت آتی به آنها اشاره خواهیم کرد.