نگاهی اجمالی به تاریخ ادبیات و شعر کردی

نویسنده: ایوب صفری
http://up.p30room.ir/uploads/13617437572.jpg

معروف ترین و شناخته شده ترین قالب شعری قدیمی که در میان مردم کرد رواج داشته است، «فهلویات» خوانده می شود که بنا بر شواهد موجود، از دوران باستان(به خصوص از عصر ساسانیان) در مناطق کرد نشین امروزی رواج داشته است. «فهلویات» به اشعاری گفته می شده كه به لهجه های ولایتی، در اواخر ساسانیان و قرون اولیه اسلامی در ایالت جبال می سروده اند و از فروع زبان پهلوی به شمار می آمده است. این نوع شعر اصیل ایرانی را «شعر هجایی» نیز می خوانند.

در واقع تا مدتها پس از فتح ایران به دست اعراب، در ایالت جبال( و کرمانشاهان) زبان پهلوی رواج داشته است و پس از آن که این زبان فراموش گردید، زبان كردی به عنوان میراث آن باقی ماند و تا امروز نیز زبان كردی شباهت زیادی به اصل پهلوی خود دارد.

در اواخر دورة‌  آل بویه، اشعاری به نام «بیت پهلوی» سروده می شده كه نمونة‌آن، دوبیتی های باباطاهر است. زرین‌كوب معتقد است، دو بیتی های باباطاهری همان بیت پهلوی بوده كه بر سنت «كوسان» های باستانی سروده شده است. نكتة‌مهم آنست كه بیت پهلوی به عنوان قالب شعر كردی مورد استفاده قرار گرفته و در حقیقت، اشعاری كه شعرای كرد می سروده اند،‌ با دو بیتی های باباطاهری تفاوت نداشته است.

در مورد وزن شعر كردی بعد ازاسلام نیز باید گفت، نسبت به گذشته تغییری نكرده و با اینكه شعر عروضی (به عنوان میراث عرب) در میان عده ای از شعرای كرد رواج  پیدا كرده بود، امّا بیشتر شعرای كرد، به عادت قدیم، شعر هجائی سروده اند. شعر هجائی شعری بوده كه هر مصراع آن ده، هشت و یا هفت هجا بوده كه البته شعر ده هجائی بیشتر رواج داشته است.  صفی زاده در خصوص وزن اشعار ده هجایی چنین می نویسد:« وزن آن بر طبق عروض عرب چنین می تواند باشد: فعلن مفعولن چهار بار كه اندكی شبیه بحر رجز مشطور مزمل یعنی: مستفعلا تن مستفعلا تن چهار بار است.»

در خصوص مضامین بیت پهلوی نیز باید گفت: غیر از وصف بزرگان  و نعت، صبغه ایی از عشقها و آلام صوفیانه را هم منعكس می كرد و چنانكه زرین‌كوب ‌می نویسد: «بیت های عاشقانه را رمزی از شور و جذبة درویشان دوره گرد و بی سروسامان ولایت [پهله] كه منسوب به فرقه های صوفیانه و اهل حلول و اتحاد بودند می ساخت.»

* کتاب دوره بهلول، قدیمی ترین اثر کردی باقی مانده تا به امروز

كتاب دورة‌بهلول ماهی(م 219  هـ.ق) در قرن دوم و سوم هجری بر روی پوست آهو نوشته شده و در خانقاه «شاه ابراهیمی ها» (که مریدان سادات افضلی کرند هستند) در كرمانشاه محفوظ است. كتابی دیگر نیز از همین زمان اكنون دردست بوده كه به آیین یارسان(اهل حق) و آیین ایزدی (یزیدی) مربوط است و این هر دو اثر، بسیار با ارزش به شمار می روند.

از جمله آثار داستانی باقی مانده، كه گویش نوشتاری آن به گویش كرمانشاه امروز بسیار نزدیك است، «باپیره»[1] به معنی پدر بزرگ می باشد كه زمان نگارش آن دقیقاً معلوم نیست. اشعار باقی مانده ازشعرای كرد معاصر بنی حسنویه و سلجوقیان، همچون «شاه خوشین» ،«بابا سرهنگ»، «پیر شالیار» (شهریار)، باباطاهر و دیگران نیز به لهجة‌ كلهری یا گویش كرمانشاهی، شباهت زیادی دارد.

سلسلة بنی حسنویه به زبان و ادب كردی اهمیت زیادی نشان داده و در احیای آن كوششهای فراوانی كردند. در آن دوره، سرایندگان به زبان كرد، كاملاً مورد حمایت قرار گرفتند و در نتیجه، دیری نپایید تا زبان كردی كاملاً رواج یافته و در میان   بیشتر طوایف كردی، جای دیگر زبانها را بگیرد. یكی از زبانهایی كه درمیان بخشهایی از جامعه رواج یافت، زبان عربی بوده كه با پایان یافتن قدرت عرب، به جز در میان تعدادی از علماء ، كاملاً منسوخ گردید. علی رغم رواج زبان عربی در میان برخی از علماء‌كرمانشاهی ، شعر عربی چندان رایج نبوده و حتی رواج شعر به شیوة‌ عروضی نیز تنها در حدود قرن هشتم هجری مرسوم گردیده و تا پیش از آن، بیشتر اشعار كردی، ده هجائی و در قالب بیت پهلوی بوده است

نگاهی اجمالی به جایگاه زن در تاریخ كرمانشاه

اگرچه بررسی جامع جایگاه و نقش زنان در تاریخ کرد و کرمانشاهان مبحثی بسیار مفصل را می طلبد، اما در ادامه، نگاهی اجمالی به نقش و جایگاه زن در تاریخ کرمانشاهان و مردم کرد غرب ایران، خواهیم داشت

نویسنده: ایوب صفری

http://up.p30room.ir/uploads/13617437572.jpg

پیش از این نیز اشاره شد که ایران شناسان بر این واقعیت اذعان دارند که مردمان کرد و خاصه ساکنان کرمانشاهان، میراث داران هویت ایرانی هستند که به ویژه در زمینه های فرهنگی و اجتماعی، موفق شده اند که عناصر قومی و ملی خود را بهتر از هر اجتماع دیگری محفوظ دارند. و باز اشاره داشتیم که محققین برآنند که با مطالعه برخی از ویژگی های اجتماعی و فرهنگی امروز مردم کرد، می توان عناصر همسان حیات اجداد ایشان را بازیابی نمود.

از اصالت های مردم کرد، پوشش و پوشاک ایشان است. از یک طرف، لباس مردم کرد را همسان با لباس فرم عصر اشکانی می دانند و از طرف دیگر، نوع پوشش مردم کرد و خصوصا پوشش زنان، از دوران باستان تا به امروز تغییری نکرده است.

هرچند بسیاری گمان می برند که حجاب، از مواردی است که اسلام به ایران وارد نموده است، اما تحقیقات نشان می دهد که حجاب از ویژگی های بسیار پیشتر ایرانی بوده و حتی جهان اسلام نیز از حجاب ایرانیان الهام گرفته و به شهادت منابع موجود تاریخی، حجاب در میان زنان ایرانی از دوران هخامنشیان به این سو، رواج تام داشته است. اما نکته قابل توجه، تفاوت زنان کرد با دیگر زنان ایرانی است. زنان کرد هرچند همین نوع لباس محلی پوشیده اما رنگارنگ امروزی را از قدیم الایام بر تن می کرده اند، لیکن برخلاف دیگر زنان ایرانی که در اندرونی ها محصور می شدند، همیشه از آزادی اجتماعی نسبی برخوردار بوده و در امورات اجتماعی و اقتصادی خانوار مشارکت فعال داشته اند.

محققان تاریخ کرد، نوشته اند: از نظر حضور در اجتماع، زنان کرد دارای محدودیت چندانی نبوده و اساساً نیاز زندگی ایلی ایجاب می كند تا زن نیز همچون مرد در فعالیت های اقتصادی حضور داشته باشد. این حضور اجتماعی تا به آنجا بوده که زنان کرد حتی به ضرورت، در جنگ ها نیز دوشادوش مردانشان حضور می یافته اند. گزنفون فرمانده یونانی که در دوران هخامنشی کتاب آناباسیس را در  شرح عقب نشینی 10 هزار یونانی از ایران می نویسد، بدترین لحظات سپاهش را هنگام عبور از مناطق کردنشین گزارش می دهد که مردان و زنان کرد، در قالب جنگ های نامنظم و نبردهای پارتیزانی، بیشترین تلفات را بر سپاه او وارد می نمایند.

* در ادوار مختلف تاریخی در میان مردمان کلهر زنانی بوده اند که حتی به ریاست ایل هم رسیده اند. موضوعی که در کل آسیای غربی بی همتاست.

علاوه بر آزادی اجتماعی، زنان کرد دارای جایگاه اجتماعی و منزلتی مثال زدنی نیز بوده اند. زن کرد برخلاف موارد مشابه که صرفا کالایی در شمار مایملک مرد به شمار می آمده، از حقوق و منزلت اجتماعی برخوردار بوده است. امین زکی محقق برجسته کرد می نویسد: "در كتابهای تاریخی از زنان كردی نام برده شده كه درمیان قوم خود، لیاقت و كیاست زیادی را در كارهای بزرگ نشان داده اند. زن درمیان مردم كرمانشاه امكان هر گونه ترقی را داشته و از آن‌جمله در میان ایل كلهر، اغلب، زنان رئیس عشیره بوده اند". باید افزود که این ارجمندی و منزلت زن کلهر، در میان تمام ایلات و حتی ملت های آسیای غربی بی نظیر است.

یكی دیگر از عرصه هایی كه زنان كرمانشاهان نامبردار گشته اند، در زمینة علمی می باشد. سیده زن مظفر قرمیسینی از بانوان سده چهارم هجری، در شمار عالمان دینی بوده است. از شخصیت های بزرگ علمی و دینی چند  قرن اول اسلامی در دینور و كرمانشاه، «شهدة بن ابی نصر احمد بن الفرج الدینوری» معروف به «شهدة الكاتبه» بوده كه از او با عنوان «فخر النساء» نام برده اند. «اوكه در عهد مستعصم خلیفة عباسی می زیست، آموزگار و تربیت كننده یاقوت مستعصمی جغرافیا نویس آوازه دار بود.» بسیاری از محدثان و فقهای هم عصر«شهده» از او حدیث شنیده و نقل كرده اند.

 پدیدة تعدد زوجات كه امری معمولی در دوران باستان ایران، قرون اولیه اسلامی(و حتی تا دهه های اخیر) بوده است، چندان درمیان قوم كرد رایج نبوده و در طول تاریخ، اكراد عموماً از آن اكراه داشته اند. ضمن آنکه در «انسكلوپدی اسلام» و در آثار مستشرقین، می بینیم که پدیده رایج تعدد زوجات، خاص ثروتمندان دانسته و توده اكراد به دور از آن خوانده شده اند. به بیان دیگر، اگر موردی از تعدد زوجات هم در میان کردها وجود داشته، متعلق به معدودی از اقشار ثروتمند بوده و در میان عموم مردم کرد و کرمانشاهان، چنین پدیدهء اجتماعی رواج نداشته است.